- میشه بوست کنم؟

* گونه ی چپش رو به طرفم میگیره *

- نه، اونطرف

* گونه راستش رو به طرفم میگیره *

- نه، اونطرف

* مستقیم بهم نگاه میکنه *

* یا توهم میزنم، یا واقعا مردمک چشمهاش گشاد میشه *

♡♡♡

پی‌نوشت) عین جهنم بود! ولی جهنم هم با اون خوش میگذره 3/>

پی‌نوشت‌دوم) میخزم طرف کوثر و پچ میزنم: اگه قلبتو دوست داری سمت چپ‌و نگاه نکن. عسل میپرسه چه خبره؟ سمت چپ رو نگاه میکنه. عسل جیغ میزنه، بلند ترین نعره دنیا. سرمو توی پهلوی کوثر فرو میبرم و صورتم رو قایم میکنم. برمیگرده نگاه میکنه. میخنده. عسل جیغ میزنه و من ، از دست عسل جیغ میزنم. عسل نعره میزنه. با خودم فکر میکنم خدایا. اون فقط یک کلاشینکوف لعنتی توی دستشه، اینهمه جیغ و داد برای چیه؟

پی‌نوشت‌سه) نه دوستان ، این پست راجب یک نزاع خیابانی نبود. اردوی دفاعی داشتیم:دی

پی‌نوشت‌چهار) لکه های زرد نور توی نور آبیه عصر، بوی بکس. بوی بکس.بوی بکس...

پی‌نوشت‌چهار‌ونیم) کاش میبوسیدمش و مید‌ونستم ازم متنفر نمیشه